تبليغاتX
دست نوشته های یه دختر زشت - دنیای ما

دست نوشته های یه دختر زشت

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست. او جانشین تمام نداشتن هاست

ای دریغا که همه مزرعه ی دل ها را

علف هرزه ی کین پوشانده است

هیچ کس فکر نکرد

که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست

و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست

و زمانی شده است که غیر از انسان

هیچ چیز ارزان نیست

.....

و این همون دنیاییه که من و تو توش زندگی میکنیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط یلدا